الملا فتح الله الكاشاني
293
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
واحد اطلاق ميكنند بمعنى نفس طايفه و مؤيد اينست كريمهء وَلْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ چه از ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم مرويست كه اقل من يحضر عذابهما و احد من المؤمنين بعد از آن از حال و مال اهل نفاق خبر ميدهد كه * ( الْمُنافِقُونَ ) * مردان منافق كه سيصد نفر بودند * ( وَالْمُنافِقاتُ ) * و زنان منافقه كه صد و هفتاد بودند * ( بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ ) * برخى از ايشان از برخى ديگرند يعنى همه مشابه يكديگرند در نفاق و شقاق و بعد از ايمان و يا در تكذيب سوگند خوردن به خدا كه از شمااند پس اين تقرير قول حقتعالى است كه و ما هم منكم و ما بعد اين در حكم دليل است بر آن چه دلالت مىكند بر مضادت حال ايشان به حال مؤمنان و هو قوله * ( يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ ) * ميفرمايند به كار زشت كه آن كفر است و معاصى يا تكذيب پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله * ( وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ ) * و باز ميدارند مردمان را از نيكويى كه ايمانست و طاعت يا تصديق و متابعت حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله * ( وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ ) * و فرا ميگيرند دستهاى خود را يعنى فرو ميبندند از خيرات و صدقات و سلمى گفته كه از معاونت ضعفا و ارباب حاجات يا از رفع آن براى دعا و مناجات و در انوار گفته كه قبض يد كناية است از بخل يعنى امساك اموال خود ميكنند از انفاق آن در مرضات اللَّه و جبائى گفته كه امساك آن ميكنند از جهاد در راه خدا * ( نَسُوا اللَّه ) * ترك كردند فرمان بردارى خداى را جل جلاله و ياد كردن او * ( فَنَسِيَهُمْ ) * پس فرو گذاشت خدا ايشان را و باز داشت فضل و لطف خود را از ايشان ذكر نسيان بطريق ازدواجست چه نسيان بر او سبحانه جايز نيست پس مراد لازم آنست كه آن تركست * ( إِنَّ الْمُنافِقِينَ ) * بدرستى كه منافقان از زن و مرد * ( هُمُ الْفاسِقُونَ ) * ايشانند بيرون رفتگان از دايرهء ايمان و كاملان در تمرد فسوق از دايرهء خير و احسان * ( وَعَدَ اللَّه الْمُنافِقِينَ ) * وعده داده است خدا مردان منافق را * ( وَالْمُنافِقاتِ ) * و زنان منافقه را * ( وَالْكُفَّارَ ) * و ناگرويدگان را از مرد و زن * ( نارَ جَهَنَّمَ ) * آتش دوزخ * ( خالِدِينَ فِيها ) * در حالتى كه جاويدان باشند در آن * ( هِيَ حَسْبُهُمْ ) * آن آتش بس است ايشان را براى عقوبت و جزاء در اين دليل است بر عظم عذاب دوزخ * ( وَلَعَنَهُمُ اللَّه ) * و دور كرده است خدا ايشان را از رحمت خود و ايشان را خوار و ذليل گردانيده * ( وَلَهُمْ ) * و مر ايشان راست در آخرت * ( عَذابٌ مُقِيمٌ ) * عذابى پاينده كه انقطاع نيابد يا در دنيا عذابى پيوسته دارند كه آن تعب نفاق و رنج و حسد است و ترس فضيحت * ( كَالَّذِينَ ) * اى منافقان هستيد شما مانند آنان كه بودند * ( مِنْ قَبْلِكُمْ ) * پيش از شما يعنى امم ماضيه كه بر كفر و نفاق